درس همین‌جاست

گفت: خسته شده‌ام از بس رویِ تخت خوابیدم و زل زدم به سقف.

نگاه‌اش کردم.

پرسید تو بودی خسته نمی‌شدی؟

بغل‌‌اش کردم. با صدای بلند گریه کرد. من هم گریه کردم.

گفت: “کاش بروم”

باز سکوت کردم.

کدام آدم‌ست که حتی یک بار این را از خدای‌اش نخواسته باشد؟

نودساله باشی، دو سال نتوانی راه بروی. پوشک‌ات کنند. فقط برای غذا و دارو به سراغ‌ات بیایند.

تمام عمر روی پای خودت باشی و آخر عمری تنها چهره‌ایی که می‌بینی، چهره‌ی سقف باشد.

در طی این دوسال فقط او را از دور نگاه کردم. گاهی آمدم، سلامی کردم و رفتم.

صبحانه‌ای آماده کرده‌ام. کمی برای‌اش مسخره‌بازی درآورده‌ام و باز رفته‌ام.

با خودم گفتم دکترای علوم اعصاب؟

پژوهش درباره‌ی حافظه، کار با سالمندان؟جلوی چشمان‌ات است. تحویل بگیر.

تمرین کن. ببین. توجه کن. بفهم. لمس کن. خیلی از تو دور نیست. شاید برای خودت هم اتفاق بیفتد.

دکترا را تمرین کن. فقط به رزومه نوشتن و پر کردن خودت با کلی مدرک نیست.

مقاله‌نویسی و هزارجور تست شناختی یاد گرفتن نیست. خواندن ام آر آی هزار جور افتخار روی کاغذ نیست.

یخ کردم. نشستم. واقعا قفل شده بودم.

چای آوردم.  بازیِ شناختی برای‌اش دانلود کردم. بازیِ جور کردن اشیاءِ هم شکل و انداختن آن‌ها در صندوق.

کلی ذوق داشتم که توانستم با او ارتباط برقرار کنم. تا غروب از کنارش تکان نخوردم. احساس بهتری داشتم. از خودم شرمنده نبودم.

از خودم باز پرسیدم این همه وقت کجا بودم؟

علوم شناختی کجا و من کجا.

اگر پیر در خانه دارید بد نیست به این نکات توجه کنید.

برای خلاص شدن از شرِ سالمند در خانه او را با تلویزیون تنها نگذارید

برای سرگرم کردن یک پیر در خانه، بدترین ابزار تلویزیون است. اگر می‌خواهید او با دنیای بیرون ارتباط داشته باشد، برای‌اش رادیو روشن کنید یا موسیقی کلاسیک برای او پخش کنید.

برای فرد سالمند کتاب بخوانید

چند دقیقه بیشتر وقت نمی‌برد. داستان برای‌اش بخوانید یا خاطره برای‌اش تعریف کنید. اگر خاطره‌ای هست که فرد سالمند در آن حضور داشته، با سوال کردن از او بخواهید، باقی خاطره را تعریف کند.

به او چند تکنیک تنفس شکمی یاد دهید

تنفس کردن با روش درست، اضطراب این افراد را کاهش می‌دهد. همچنین می‌تواند احساس درد را در این افراد تخفیف بخشد.

از خودتان خوب مراقبت کنید

به عنوان مراقب نیاز هست، ساعاتی با خودتان وقت بگذرانید.

پیاده‌روی کنید.

تنفس کنید.

موسیقی گوش کنید.

این را در نظر داشته باشید، اگر شما خسته و بی‌رمق باشید، در مدت زمان کوتاه نیاز به فردی خواهید داشت تا از هردوی شما مراقبت کند.

به او کمک کنید، شعرها را با صدای بلند بخواند

از خواننده‌های قدیمی تا خوانندگان پیش و بعد از انقلاب ۱۳۵۷ هرچه به خاطر دارید بخوانید و از او بخواهید با شما تکرار کند.

او را ببینید

به او توجه کنید. حتی اگر شما را به یاد نمی‌آورد. حتی اگر نمی‌داند کجاست و شما که هستید. با او مثل یک تکه گوشت روی تخت برخورد نکنید.

۲۸ آذرماه

https://atefenurse.com/eldery-home-care-nursing-services/

 

 

 

به اشتراک بگذارید

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

پست های مرتبط